تبلیغات
اس ام اس های طنز روز ؛مطالب جالب و خواندنی؛جوک و اس ام اس ؛اس ام اس با حال ؛ خنده دار - مطالب مطالب جالب و خواندنی

       

چهارشنبه 6 آذر 1387

یك شب كه من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی كه احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام كه بغلم كنی."
چی؟ یعنی چه؟اس ام اس و جک
و اون جوابی رو كه هر مردی رو به در و دیوار می‌كوبونه بهم داد:
تو اصلاً به احساسات من به عنوان یك زن توجه نداری و فقط به فكر رابطه‌ی فیزیكی ما هستی!
و بعد در پاسخ به چشم‌های من كه از حدقه داشت در می‌اومد اضافه كرد:
تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی كه توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟ اس ام اس و جک

خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم. اس ام اس و جک

فردای اون شب ترجیح دادم كه مرخصی بگیرم و یك كمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یك رستوران شیك ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یك بوتیك بزرگ و مشغول خرید شدیم.  اس ام اس و جک

چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان كرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینكه ست تكمیل بشه توی قسمت كفش‌ها برای هر دست لباس یك جفت هم كفش انتخاب كردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یك جفت گوشواره‌ای الماس.
حضورتون عرض كنم كه از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فكر كنم سعی كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش یك مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینكه حتی یك بار هم راكت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور كنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم." اس ام اس و جک

در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فكر كنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب كنیم."
در همین لحظه بود كه گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم."
با چشمای بیرون زده و فك افتاده گفت:"چی؟"
عزیزم من می‌خوام كه تو فقط كمی این چیزا رو بغل كنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یك مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین كه من برات چیزی بخرم برات مهمه."
و موقعی كه توی چشماش می‌خوندم كه همین الاناست كه بیاد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی كه برات می‌خرم؟"
خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنك شده كه فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره."

سه شنبه 16 بهمن 1386

مردی شتابان و پریشان پیش افسر کشیک کلانتری رفت و گفت : آقا زنم از دیشب تا کنون گم شده و از او هیچ خبزی ندارم .
افسر کشیک برای تکمیل اطلاعات یک سری سوالات از مرد پرسید :
- طول قـــــد ؟
- نظرم نیســـــــت
- رنگ چشــــــــــم ؟
- ببخشیـــــــــد درست یادم نیســـــــــــــــــــت

مردی شتابان و پریشان پیش افسر کشیک کلانتری رفت و گفت : آقا زنم از دیشب تا کنون گم شده و از او هیچ خبزی ندارم .
افسر کشیک برای تکمیل اطلاعات یک سری سوالات از مرد پرسید :
- طول قـــــد ؟
- نظرم نیســـــــت
- رنگ چشــــــــــم ؟
- ببخشیـــــــــد درست یادم نیســـــــــــــــــــت
- رنگ مــــــــــــــــــــو ؟
- نمی دانــــــــــــــــــــــــــــم
- اینرا د یگر میدانید که چه لبا ســـــــی پوشیــــــــــــــــــده بود ؟
- متاسفم قربان ، آخر کی میتوانم به نوع لباس زنم توجه کنم که دست کم دویست مد ل است ، فقط میدانم که سگ مرا هم همراه خودش برده بود .
- این هم خوب است ، و میتواند کمک به تجسس ما بکند ، البته اگر شما از مشخصات سگتان چیزی بیاد میداشتید ؟ لطفا مشخصات سگ را بفرمائید .
- طول 50 سانتیمتر ، وزن 18 کیلو ، خال سیاهی بالای چشم راست ، پای راست یکپارچه سفید ، از گوش چپ کر ، گردن بند خاکستری به گردن دارد و نامش هم ژولی است .
- راستی شما نام همسرتان را گفتید ؟ یا بیاد نداشتید ؟ !!!!!!!!!!!

سه شنبه 16 بهمن 1386

mask,tanz,miadgah

قسمت اول:

آره!درست خوندی.من دختری رو میشناسم كه

سبیل دار شد و تازه دل یك دختر دیگه رو هم برد.

قضیه از اونجا شروع شد كه:دختری می خواست

 پسر بودن رو تجربه كنه حتی واسه یك بار.

بذارید از الان بگم كه شاید باور كردنی نباشه اما رو قول شرف من حساب كنید كه راسته راسته.

خوب اصلا بذار خیالتو راحت کنم اون دختر خود من بودم!!!! >>{ آخر صداقت}

خجالت نداره که .ای بابا!>>{خود باوری}

یه روز به سرم زد برم تو دنیای پسرا.پسرایی که گاهی اوقات آدم تو کارشون حیرون می موند.

****ادامه مطلب****

 

 

لینکدونی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :