یه روز یه دختره به دوست پسرش میگه مخای اونجایی رو كه امپول زدم بهت نشون بدم پسره هم قند تو دلش اب میشه و میگه اره اره نشون بده دختره هم اونو میبره سر كوچه میگه اینها تو اون درمونگاهه

دوتاجوجه باهم قرار می زارن وقتیكه بزرگ شدن باهم ازدواج كنن وقتی كه بزرگ می شن میفهمن كه هر دوتا شون خروسن?

به غضنفر میگن چرا به اینجا میگن ولیعصر میگه والا صبحا كه از دختر خبری نیست ولی عصر 

به غضنفر میگن با اتوبوس جمله بساز میگه: اطو بوس كردم لبم سوخت

یارو داشته تو اتوبان ۱۸۰ تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: كارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف میكنه، میره سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یك ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرد; میپرسه: آقا شما گواهینامه و كارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میكنه از تو داشبرد گواهینامه و كارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ. سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی كنم؟ یارو میگه: خواهش میكنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب رو باز میكنه، میبینه اونجا هم خبری نیست. برمیگرده به مرده میگه ولی زیردست من گزارش داده كه شما گواهینامه و كارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می رفتم

اشکهای نیامدنت روی گونه هام ماسیده ... نبوس نمک گیر می شی ها ...

حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز میشن - با هم بسته میشن - با هم میخندن - با هم گریه میکنن - با هم میچرخن . جالب اینجاس که هیچکدوم هم اون یکی رو نمیبینه . دوستی یعنی این !!!! حالا دقت کردی این دو تا چشم فقط زمانی که یه دختر جلوشون ظاهر میشه یکیشون بسته میشه و اون یکی باز میمونه (چشمک) . نتیجه گیری اخلاقی : دختر حتی بهترین و محکم ترین روابط دوستی رو هم به هم میزنه

اگه یه وقت به سیخ کشیدمت ناراحت نشو چون خیلی جیگری

دوست دختر لره بهش میگه:اگه توجه كنی میبینی كه نگاهم باهات حرف میزنه.لره میگه:اینقدر پلك نزن،صدات قطع و وصل میشه

چشماتو دایورت كردی رو قلبم خیالی نیست حداقل از رو ویبره درش بیار تا اینقدر دلمو نلرزونه

پرسید به خاطر كی زنده هستی؟ با اینكه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ كس. پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینكه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یك بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسی كه به خاطر هیچ زنده است