اگر عشق نبود، به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟! کدام لحظه نایاب را اندیشه می کردیم؟! و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟! آری! بیگمان پیش از اینها مرده بودیم، اگر عشق نبود.

برو سر میکروسکوپ ... رفتی؟ ... چی می بینی؟ ... یه ذره کوچیک؟ ... میدونی چیه؟؟؟ ... آره؟؟؟ ... یه کم فکر کن ... اون دل منه که برات یک ذره شده.

دو حرف رو نباید باور كنی: حرفای پا منقلی و حرفای تو بغلی.

به ترکه میگن چرا زلزله میاد؟ میگه: برای اینکه خدا PM میده، کسی حواب نمیده. Buzz میزنه!!!

زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد. باوفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد. این پرپر شدن از گل نیست و این بی وفایی از دوست نیست. از روزگار است.

ازم پرسید بخاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم: "بخاطر هیچکس". پرسید: پس بخاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد میزد "به خاطر دل تو"، با یه بغض غمگین بهش گفتم: "بخاطر هیچی". ازش پرسیدم: تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک تو چشمش جمع شده بود، گفت: بخاطر کسی که بخاطر هیچ زندست.

سلام ... من از اداره برق مزاحمتون میشم ... شما شاکی خصوصی دارین!! آخه برق چشاتون یک نفر رو گشته.

دارم از نگاه گرمت میرسم به اوج باور. باورم کن که تویی تو. تو همون فرصت آخر دستای سرد غروب و باز رو شونه هام می بینم. واسه طلوع خورشید، باز به انتظار می شینم. اما از اول قصه آخرش رو میشه فهمید. تو باید باشی که بازم بشه عاشقونه خندید. تقدیم به عشق قشنگم.

تو برام تنهاترینی. تو برام قشنگترینی. تو نگینی. تو نگینی روی انگشتر قلبم. كاش میشد تو دام چشمهات اسیر همیشه بودم. كاش میشد منو میدیدی كه برات دارم می میرم. نمیخوام بی تو بمونم، چون دیگه چیزی ندارم. كاش می شد گلهای عشقم یه گلستانی می ساختند. من میون دشت گلهام، تو بالا خورشید، روزهام كاش می شد. چشمهای پاكت، ماه شبهای دلم بود، دیگه قصه ای ندارم، چون حالا من تو رو دارم. واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب و روزم باشه، اشكالی نداره، بذار از عشقت بسوزم.

هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ولی من حداقل می تونم بهش یاد بدم که وقتی شکست با لبه های تیزش دست اونی که شکسته رو نبره.

یارو میخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟

میگه: 16 سال !

میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه


یك نفر رشته‌اش دامپروری بوده، روش نمیشده به كسی بگه. یكی ازش می‌پرسه: رشته‌ات

چیه؟

میگه: دامپیوتر، گرایش پشم افزار!

از یارو میپرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی میده.

تركه میگه خوردن كله پاچه در دریا ممنوع!

یارو اسم بچش را میگذارد اس ام اس. بهش میگن: چرا اینو انتخاب کردی؟ یارو میگه: از پیام که باکلاس تره.

یارو مادر زنش را میبرد دکتر میگه: آقا سم خورده مسموم شده. دکتره میگه: خب چرا بدنش کبوده؟ یارو میگه: آخه به زبون خوش که نمیخورد.

به یارو میگن: مکه چطور بود؟ یارو میگه: خوب بود ولی از نامرد ها صد تا سنگ خوردم تا بتونم خونه ی خدا را ببوسم.

مداح چراغ رو خاموش می كنه، میگه: برادرها لخت شید، سینه بزنید. یه ربع بعد مداحه میگه چراغها رو روشن كنید. یارو داد میزنه، میگه: نه، نه، روشن نكنید. من هنوز شورتمو پام نكردم.


اصفهانیه در حال مرگ بوده، از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه: همین جا کنارت نشسته. میگه علی کجاست؟ زنش میگه: اونطرفت نشسته. میگه حامد کجاست؟ میگه: اونم همین جاست. یهو داد می زنه: پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه؟

خوشبختی مثل یه توپ فوتبال میمونه که وقتی صابته بهش لگد میزنیم ولی وقتی مره میدویم دنبالش